خرید بک لینک
طفل معصوم قصه های خیالبه خودت آی زندگی دور استشهر از عاشقانه ممنوع استچشم از لمس عاشقی کور است به خود آی ای غریب و بی کس مندست بردار از توهم هامانده ایی بینِ لاف عشق آبادمانده ایی بین حرفِ مردم هازندگی سکه ی دو رویی کهحرفها را به سکه میفهمدحس احساس خویش را خفه کنسکه ای، عشق را نمیفهمد بی کران است اگ

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

حالم خراب توست ،خرابم کن و بیامستی به جان جرعه شرابم کن و بیا دریک خیال گمشده ات بوده ام اگراکنون مرا گذشته حسابم کن و بیامن بین خواب وزندگی ام با تو زنده امگاهی به لحظه ،ساعتی ،خوابم کن بیا یخ بسته رنگهای قلم،مثل جان منگرما ببخش بر قلم ،آبم کن و بیا هر لحظه بی تو پیریِ آینده ی من استیک لحظه ای به ش

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

دلِ چرکی و نیست احساستپای لنگی و نیست درمانتدرد بر چلچراغ جانت بادحک شود مثلِ مُهر بر جانت مثل ابری و دور از نوریمثل خفاش کورِ شبهاییبا تو هر روز بدتر از هر شببی تو زیباست حس تنهاییجای خورشید داغ صد دردیگرم_ اما جنوبِ شیرازیگریه ات مکر و اشک تمساح استمثل شرجی سخت اهوازی ذهنت از مکر وحیله ها لبریزفکر

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

موی آشفته زنی شانه، چو میخانه ی توست روح آشفته ی من در طلبِ شانه ی توستخال کُنج لبت ای دوست مثال صیاددلِ من عاشق این دامِ تو و دانه ی توستطالع نحسم اگر بر تو نمی یابد دستدل سودا زده ایی دارم و دیوانه ی توست گرچه دیوار بلند است میانِ من و تولمس دستان تو دارد دلم همخانه ی توست مثل یک شمع که تا ریشه ی

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

به آیه آیه ی احساسهای دل سوگندتورا به عمق دلم جای داده _ خُرسَندم به چشمها و نگاه و به خنده ات سوگندکه از بهار تو و خنده ی تو می خندمبه تیرماهیِ روز تولدت سوگندبه هر خیال تو با عشق _ جان ودل بندم مثال شهدِ عسل هر نگاهت و شیرینتمام حرف تو شیرینی شکر قندم اگر چه نام تو پسوندِ حرفهای خوش استخوش است وهم

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

مارا به کریمِ کد خدایی
حق را به طناب جهل بستند
یک عافییت هم اگر به جان بود
با باور کذب ذهن شستند

روحِ غزلِ تمامِ جان را
با نیلبک ستم سرودند
خاکستر صد هزار دردیم
آتش شده اند و گاه دودند

عید است اگر بنای امروز
صد فقر به جان صد فقیر است
کفر است زبان حق و لالم
آینده ی من به دیگِ قیر است

مرغ است نمادِ بودن ما
درجشن و عزاست سر بریدن
ما غافل زندگی وَ با غم
در گودیِ دهر جان دریدن


#نادراحدزاده
@fekrefekr

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

از گوشه های غم زده_ دردی _نگفته امبا جان به عمق خاطره های تو خفته ام دستی به روی شانه ی احساس من بکشاز منطق و تهاجمِ بی داد خسته امدر امتداد خواب و خیالی بیا که منسمفونی خیال توام ،خواب رفته امبی یاد من چگونه شبت صبح میشودمن در خیال با تو هم آغوش گشته ام سختی بس است ،مهر ببخشا و سَر ببرآسان بگیر مسئ

برچسب: نویسنده: نیکی فراهانی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:36

صفحه بندی